تبلیغات
حرف دل جوان ها و نو جوان ها... - عزیز کسی هم نشدیم!!!

عزیز کسی هم نشدیم!!!

چهارشنبه 2 تیر 1395
10:21 ق.ظ
امیرمحمد امیری

سلام
چند وقت پیش یه مطلب جالب خوندم،
گفتم یه چیز باحال ازش استخراج کنم بزارم واستون،
دستگاه های ATM یا همون خودپرداز،
اولش قرار بود رمزشون 6 رقمی باشه،
اما چی شد که نشد؟؟؟
همسر آقای جان شفرد بارون،
نمیتونستن شش رقم رو حفظ کنن،
به خاطر همین آقای جان شفرد،
رمز رو 4 رقمی قرار داد.!.
واسه یه نوجوون و مخصوصا واسه دخترا همیشه یه زمانی،
تو سن بلوغ که فکر هم خیلی درگیره،
پیش میاد که فکر کنه برای دیگران بی اهمیته،
بهش توجهی نمیشه و هیچکس به حرفاش گوش نمیده،
اما واسه من یه اتفاقی افتاد که دیدمو عوض کرد،
من به شخصه با داییم خیلی راحتم،
راحت حرفامو بهش میزنم،اختلاف سنی مون هم زیاد نیست،
بهش گفتم این مامان بابام کلا منو ول کردن،
من 17 سال سنمه تو کل ماه 17 تومن پول تو جیبم نیس،
بهم گفت اینجوری نیس،منم هم سن تو بودم اینجوری فکر میکردم،
(یه پرانتز باز کنم بگم یه خاطره توپ درباره داییم تو راهه)
ولی بعدش فهمیدم که مامان باباها از همه بیشتر دوست دارن بچه هاشون پول هاشون رو خرج کنن،
فقط میخوان ازشون بخوای،
چون نمیخوان خودشون بهت تحمیل کنن،
(البته به نظر بعضی ها قبلا تحمیل شدن)
چون در اکثر مواقع نتیجه خوبی نداره،
یادمون باشه هیچ وقت تا چیزیو از ته قلبت نخوای و براش تلاش نکنی بهش نمیرسی،
(من درون:دوباره این جو گیر شد اومد طلا بزنه)
بی ادب ساکت،
خواستن
خوش باشین...
نظر فراموش نشه...(;


اسم من امیرمحمد.
من از یه خانواده عادی از شهرستانهای تهرانم.
17 سالمه و به قول بزرگا تو سن خطرناکی هستم.
من دکتر میشم و برای این کار هر کاری میکنم،
از روزی شیش ساعت درس خوندن گرفته تا هر کار دیگه.
اگه این بلاگ رو دیدی حتما نظر و خاطرت رو به من بگو.
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به حرف دل جوان ها و نو جوان ها... است. || طراح قالب avazak.ir