تبلیغات
حرف دل جوان ها و نو جوان ها... - انشاالله به میمنت و مبارکی

انشاالله به میمنت و مبارکی

پنجشنبه 27 اسفند 1394
04:49 ب.ظ
امیرمحمد امیری

سلام دوستان عزیز
با عرض پوزش
امروز مجبور شدم قرارمو بشکنم،
چون اگه خدا بخواد فردا عازمیم،
میریم گلستان روستای رودبار،
روستای پدری و مادریم.
خیلی روستای زیبایه،
هر فصلی که میری تو جاده هاش واست یه دنیایه دیگس،
اونم واسه من که زندگیم تو عکاسی خلاصه میشه،
نمیشه من پامو از خونه بابابزرگم بدون دوربین بزارم بیرون،
چون همیشه سوژه واسه عکاسی هست،
یادمه یبار از جلوی یه طویله رد میشدم،
دیدم دوتا هیوندای جنسیس کوپه جلوش پارکه،
منم دیدم قاب قشنگیه عکسه رو گرفتم،
ولی بعدش خیلی کنجکاو شدم برم ببینم قضیه اینا چیه؟؟؟
جفتشون ماله دوتا داداش بوده که واسه خوشحالی دل باباشون اومدن در طویله ی بابائه پارک میکنن.
فک کنین اون موقع اون بابائه که سواد هم نداشته از موفقیت پسراش چه حسی بهش دست داده،
خیلی دوست داشتم اون موقع میتونستم از بابائه عکس بگیرم،
دیگه بحثو کوتاه میکنم،
راستی عکساتونو از کل سفر عید برام بفرستین تا بزارم تو بلاگ.
آی دی تلگرام:youngphotografer@
پست بعدی
1395/1/20

                   عیدتان مبارک
نظراتو میخونما...


اسم من امیرمحمد.
من از یه خانواده عادی از شهرستانهای تهرانم.
17 سالمه و به قول بزرگا تو سن خطرناکی هستم.
من دکتر میشم و برای این کار هر کاری میکنم،
از روزی شیش ساعت درس خوندن گرفته تا هر کار دیگه.
اگه این بلاگ رو دیدی حتما نظر و خاطرت رو به من بگو.
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به حرف دل جوان ها و نو جوان ها... است. || طراح قالب avazak.ir