تبلیغات
حرف دل جوان ها و نو جوان ها... - نه گفتن

نه گفتن

جمعه 23 بهمن 1394
04:51 ب.ظ
امیرمحمد امیری

سلام
خیلی وقت بود میخواستم این پستو بزارم،
آخه ما پسرهای نوججون با نداشتن این که نمیدونم اسمشو چی بزارم،
خیلی ضربه میخورن،
زندگی شون خراب میشه،از درس و زندگی میفتن،
من خودم هم تو یه برهه از زمان خیلی شدید این مشکلو داشتم،
تا حدی که پام داشت به قهوه خونه باز میشد،
اما خدا رو شکر کارم به اونجاها نکشید...
یکی میاد میگه سلام،
میگی علیک سلام،
یارو نه میزاره نه ور میداره میگه:50 تومن دستی داری به من بدی،
سریع بهت برمیگردونم،
اینجاس که تو مخ یارو هزار تا آتشفشان فوران میکنن،
جوری گیج میشه که اصلا نه میدونه چی میگه یا چیکار میکنه،
حالا میدونی که پولتو پس نمیده ها،
و شاید با اینکه نیاز مبرم به این 50 تومن داشته باشه در میاره میده،
حالا بعدشم کلی خودخوری میکنه و حسرت میخوره،
اما دیگه کار از کار گذشته،
آدم باید برای بدست آوردن این مهارت خیلی تمرین و تلاش کنه،
خوش به حال کسایی که از بچگی این استعداد رو داشته باشن،
دیگه تو مسیر زندگی مثل من وقتشون برای آسفالت کردن هدر نمیره،
از جاده های قبلی خیلی سریع به مقصد میرسن...
نظر شما در این باره چیه؟؟؟
این یه مهارته یا یه استعداد ذاتی؟؟؟
no
نظر فراموش نشه!!!



اسم من امیرمحمد.
من از یه خانواده عادی از شهرستانهای تهرانم.
17 سالمه و به قول بزرگا تو سن خطرناکی هستم.
من دکتر میشم و برای این کار هر کاری میکنم،
از روزی شیش ساعت درس خوندن گرفته تا هر کار دیگه.
اگه این بلاگ رو دیدی حتما نظر و خاطرت رو به من بگو.
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به حرف دل جوان ها و نو جوان ها... است. || طراح قالب avazak.ir